شوراها در ایران از همان ابتدای شروع به کار با حواشی متعددی مواجه بود تا جایی که شورایی که می توانست و می بایستی در خدمت توسعه شهر قرار بگیرد خود به مانعی برای هرگونه رشد و پیشرفتی تبدیل شد. کنکاش در پیشینه شورا و بررسی آنچه که از بدو پیدایش تا کنون در ایران […]

شوراها در ایران از همان ابتدای شروع به کار با حواشی متعددی مواجه بود تا جایی که شورایی که می توانست و می بایستی در خدمت توسعه شهر قرار بگیرد خود به مانعی برای هرگونه رشد و پیشرفتی تبدیل شد.
کنکاش در پیشینه شورا و بررسی آنچه که از بدو پیدایش تا کنون در ایران بر این نهاد مدنی گذشته می تواند اطلاعات مفیدی از چرایی این وضعیت که چگونه یک نهاد مدنی مترقی به مانعی برای توسعه مبدل می شود، در اختیار قرار بدهد. کنکاش فوق با طرح پرسش های زیر آغاز می گردد که:
در بوجود آمدن حال و روز کنونی شورا چه نهاد یا فردی مقصر است؟!
مردمی که انتخاب نابجا دارند؟
منتخبینی که فاقد صلاحیت لازم هستند؟
نهادهای اجرایی و نظارتی که وظایفشان را بدرستی انجام نمی دهند؟
و یا قوانینی که دچار اشکال می باشند؟
نگاهی بدور از تعصب و یک جانبه نگری به موضوع این مطلب را می رساند که مجموعه ای از عوامل فوق بعلاوه چند مورد دیگر در کنار یکدیگر باعث بوجود آمدن وضعیت کنونی شده تا جایی که از شورا به عنوان فرزند نامشروع دموکراسی ایرانی یاد می شود!
با این اوصاف چه باید کرد؟ آیا حُکم به انحلال این نهاد مدنی بدهیم یا…
هرچند مسیر طی شده توسط شورا و حواشی پیرامون آن ایده # انحلال – شورا را در اذهان تقویت نموده اما با درنظر گرفتن این موضوع که حذف شورا نه تنها شرایط مدیریت شهری را بهتر نمی کند که، دایره نفوذ و اعمال قدرت نهاد دولت را بر امور مردم بیشتر کرده و از میزان اثر بخشی اراده مردم بر سرنوشتشان تا حدود زیادی می کاهد از اینرو برای حفظ سنگر مردم سالاری در ایران هرگونه اراده ای مبنی بر انحلال شورا چه در سطح اظهار نظر و چه تصمیم گیری خطایی غیر قانونی و غیر قابل پذیرش و بر خلاف جریان دموکراسی خواهی تلقی خواهد شد.
لذا افراد و نهادهایی که از دل حواشی بوجود آمده “نسخه مرگ شورا” را می نویسند بدانند که شورا به عنوان مهمترین خاکریز دفاعی مردم سالاری در برابر نهاد قدرت(دولت) به همین صورتِ کج دار و مریز نیز از نبودش بهتر است!