اخیراً و در پی یک جدل لفظی بین دو همکار رسانهای بر سر موضوعی کاری و بهصورت تلفنی، بهطور نادرست بحث درباره هویت قومی افراد وارد شد.
متأسفانه، به دلیل فقدان مهارتهای ارتباطی و ناتوانی طرفین در مدیریت خشم، این درگیری لفظی ساده به تنشی قومیتی تبدیل شد که با مطرح شدن آن در سطح عمومی، حتی تا ملتهب کردن فضای جامعه و تحریک احساسات عمومی نیز پیش رفت.
آنچه در این اتفاق قابل تأمل است و نیاز به واکاوی دقیق روانشناختی دارد، واکنش هیجانی دیگرانی بود که خود را متعلق به یک گروه هویتی میدانستند و بهنام وفاداری به هویت، ناخودآگاه به پمپاژ هیجان پرداختند.
مجموعه این واکنشها، خطر تبدیل یک اختلاف فردی ساده به انتقام جمعی و بحران بالقوه امنیتی و اجتماعی را بهوضوح نشان میدهد.
آنچه در این میان جای تأسف دارد، رفتار برخی افراد دارای جایگاه اجتماعی چشمگیر است که برخلاف انتظار و به جای آرام کردن فضای متشنج، با گفتار و رفتار نسنجیده، هیجانی و دور از تعقل، بر آتش بحران میافزودند و مسیر رویداد را به سمت تنشی قومی سوق میدادند.
این افراد که بعضاً مسئولیتهای اداری و اجتماعی نیز دارند، بهجای مهار هیجان جمعی و ایفای نقش مسئولانه خود، ناخودآگاه با دامن زدن به هیجان، آتش بحران را شعلهورتر کردند.
توقعی که جامعه از نخبگان و افراد صاحب جایگاه اجتماعی دارد، کنترل خشم فردی و جمعی و هدایت آن به سمت تفکر و تعقل است، نه دامن زدن به آتش اختلافات و تشدید تنشها.
لذا بیقراری هویتی و قومی نخبگان در بزنگاههای اجتماعی، نهتنها کمکی به تقویت هویت قومی نمیکند، بلکه با افزایش تنشها و ایجاد بحرانهای هیجانی، بر هویتهای قومی اثر منفی میگذارد و حتی با خلق چالشهای امنیتی، مانع شکوفایی و بروز تفاوتهای قومیتی در یک ساختار متکثر و سالم میشود.
کوتاه سخن آنکه، کرمانشاه به عنوان زیستگاه اقوام مختلف، بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد تا در بستر آن، تنوع و تکثر خود را به رشد و توسعه برساند. این مهم، بیش از هر گروه یا قشر دیگری، مسئولیتی اجتماعی بر دوش نخبگان استان میگذارد.
آیا این قشر میتواند نقش تاریخی و حیاتی خود را به درستی ایفا کرده و از این آزمون سربلند بیرون آید؟
![]()
- منبع خبر : چویرنیوز
















