از تنوع و تکثر قومی همواره به عنوان یکی از جاذبه‌ها و مزایای بالقوه‌ کرمانشاه یاد می‌شود؛ ظرفیتی که می‌تواند مسیر دستیابی به توسعه را برای ساکنان این استان مرزی هموار کند.

از تنوع و تکثر قومی همواره به عنوان یکی از جاذبه‌ها و مزایای بالقوه‌ کرمانشاه یاد می‌شود؛ ظرفیتی که می‌تواند مسیر دستیابی به توسعه را برای ساکنان این استان مرزی هموار کند.
اما پرسش اینجاست:
آیا این جاذبه توانسته توجه تصمیم‌گیران کلان کشور را به کرمانشاه جلب کند؟
آیا استان از این ظرفیت در فرآیند توسعه بهره‌ای برده است؟
یا آنکه این تنوع قومی و فرهنگی، بیش از آنکه فرصتی برای رشد باشد، به تهدیدی پنهان و عامل بازدارنده تبدیل شده است؟

واقعیت این است که تنوع قومی کرمانشاه می‌تواند به عاملی مؤثر در افزایش سطح رفاه عمومی بدل شود؛ ظرفیتی که در حوزه‌هایی همچون گردشگری، صنایع دستی، هنر، خوراک و حتی کشاورزی قابلیت بروز و نقش‌آفرینی دارد، به شرط آنکه به شکلی صحیح و هوشمندانه مدیریت و برنامه‌ریزی شود.
اما آنچه در عمل شاهدیم، صرفاً استفاده ابزاری و تبلیغاتی از این تنوع است؛ نگاه سطحی‌ای که اگر هم به مزایای اقوام پرداخته، به برجسته‌سازی‌های نمایشی و بی‌ثمر محدود مانده است.

برای بهره‌برداری واقعی از این ظرفیت، نیازمند یک استراتژی عمیق و پایدار هستیم. گام نخست در این مسیر، رفع و جلوگیری از هرگونه تنش قومی و نفرت‌پراکنی است. تنها در چنین بستری است که می‌توان با عبور از رویکردهای مرسوم توسعه اجتماعی و سیاسی ــ که صرفاً قانون و فرهنگ‌سازی را راه‌حل می‌دانند ــ با خلق منافع اقتصادی مشترک، تضادهای بالقوه را به مشارکت و هم‌افزایی تبدیل کرد.

این رویکرد که می‌توان آن را مدل هم‌افزایی قومی در توسعه منطقه‌ای نامید، فراتر از همبستگی ظاهری و برجسته‌سازی نقاط قوت اقوام است. در این مدل، با ایجاد پیوند ریشه‌ای از طریق منافع اقتصادی مشترک، هم تنش‌ها مدیریت می‌شود و هم امکان هم‌افزایی پایدار فراهم می‌گردد.

در این چارچوب، تضادها نه با فشار قانون یا صرفاً توصیه‌های فرهنگی، بلکه با زنجیره ارزش مشترک به مشارکت بدل می‌شوند. منافع افراد ــ فارغ از تعلقات قومی ــ به یکدیگر گره می‌خورد و نوعی وابستگی متقابل و هم‌پوشانی واقعی شکل می‌گیرد. بدین ترتیب، مزیت‌های فرهنگی هر قوم تنها در تعامل با مزایای دیگر اقوام معنا می‌یابد. این وابستگی اقتصادی مشترک، هم مانع از شکل‌گیری تضاد و تنش می‌شود و هم به ایجاد پیوندهای فرهنگی عمیق و ماندگار منجر خواهد شد.

به بیان دیگر، مزیت‌های فرهنگی و اقتصادی هیچ قومی به تنهایی توان اثرگذاری در توسعه پایدار ندارند، بلکه تنها در پیوند با دیگر ظرفیت‌های قومی، کارآمد و اثربخش می‌شوند. در چنین مدلی، افراد به‌تدریج درمی‌یابند که منافعشان در تعامل و تبادل با دیگر اقوام تأمین می‌شود و هرگونه رفتار تنش‌زا یا تفرقه‌افکن، به طور طبیعی بی‌ثمر و مذموم خواهد بود.

به عنوان نمونه، در حوزه صنایع دستی و گردشگری می‌توان مزیت گردشگری یک قوم را با صنایع دستی قوم دیگر پیوند داد تا ترکیبی از ظرفیت‌ها شکل بگیرد؛ ترکیبی که نه‌تنها برای گردشگران جذاب است، بلکه برای جوامع بومی نیز منافعی مشترک و بستر توسعه فراهم می‌کند.

Loading

  • منبع خبر : چویرنیوز