۱۶ خرداد ۱۴۰۵
مرثیهی فروپاشی؛ کالبدشکافیِ انحطاط در فرهنگ و هنر
اوضاع فرهنگ و هنر؛ زمانی خراب شد که نه با یک اتفاق، بلکه با مجموعهای از انحرافاتِ ساختاری، از چند دهه قبل به زوال و انحطاط کشیده شد. این سقوط، نتیجهی فروریختنِ ستونهای تخصص، اخلاق و عدالت در بدنه مدیریتی است؛ یعنی زمانی که:
بی اثری ضرب الاجل های اداری در مقابله با آسیب های اجتماعی
«استاندار کرمانشاه در نشست شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان: از هیچ فرماندار، شهردار و مدیرکلی نمی پذیرم معتادان متجاهر و متکدیان خیابانی در چهارراه ها و میادین سیمای شهر را نازیبا و آرامش و نظم عمومی را برهم زنند. این وضعیت باید فوری ساماندهی شود.»
ایجاد تفرقه و نگاه نابرابر به رسانه
ادارات کل فرهنگ در استان ها، تابع قوانین بالادستی وزارتخانه متبوع، سیاست گذار و راهبرِ جریان رسانه ای در پیرامون محسوب می شود.
تله کابین طاق بستان؛ از دغدغه های میراثی تا مخالفت های غیر منطقی
رشد، بهمثابه حرکتی طبیعی در بطن حیات، همواره با میل به بقا و تعالی همراه است. اما هنگامی که این حرکت طبیعی با برنامهریزی آگاهانه انسانی درهم میآمیزد، به وضعیتی ارتقا مییابد که در آن تأمین نیازهای انسان به شکلی نظاممند، کارآمد و در بالاترین سطح ممکن صورت میگیرد. این وضعیت را «توسعه» مینامیم.
مشروعیت سیاسی درگذر تحولات اجتماعی
از همان بدو شکلگیری دولتهای متمرکز، یکی از بنیادیترین پرسشهایی که ذهن صاحبنظران را به خود مشغول کرد، مسئله «مشروعیت» و منشأ آن بود. اینکه چرا و بر چه اساسی گروهی حق فرمانروایی مییابند و دیگران موظف به اطاعت میشوند، به تدریج به هستهی اصلی نظریههای سیاسی بدل شد. آنچه این بحث را از یک موضوع صرفاً آکادمیک فراتر برد، چالشهای عملی زمامداران در مواجهه با مطالبات مردمانشان بود. حکومتها ناگزیر بودند برای حفظ نظم، تأمین ثبات و جلوگیری از منازعه، مبنایی عقلانی، اخلاقی یا تاریخی برای حقانیت خود ارائه کنند.
عدم مسئولیتپذیری: رویکرد شهرداری در مواجهه با خرابی آسفالت
یکی از دغدغههای جدی زندگی در شهر کرمانشاه، خرابی آسفالت و معابر پردستانداز است؛ وضعیتی که تردد خودروها را با مشکل مواجه کرده، چهرهای نامناسب به منظر شهری داده و آسایش شهروندان را تحت تأثیر قرار داده است.
حلقه های زنجیره اصلاح ناترازی ساختاری در شهرداری کرمانشاه
موفقیت هر سازمانی حاصل هم افزایی عوامل متعددی است، اما در میان همه این عوامل، نقش مدیریت منابع انسانی جایگاهی تعیینکننده و گاه سرنوشتساز دارد. تجربه سازمانهای موفق و ناموفق نشان میدهد که تفاوت اصلی نه در میزان منابع مالی یا ساختارهای اداری، بلکه در شیوه بهکارگیری سرمایه انسانی نهفته است. مدیریت منابع انسانی، در سادهترین تعریف، به معنای استفاده هدفمند از نیروی انسانی در مسیر تحقق اهداف سازمانی است؛ اما در عمل، این مفهوم فراتر از یک تعریف ساده عمل میکند. جذب متناسب با نیاز، آموزش مؤثر، چینش صحیح نیروها و ایجاد انگیزه و تعلق سازمانی، مجموعه اقداماتی هستند که بدون آنها تحقق اهداف سازمانی به امری دشوار و گاه ناممکن تبدیل میشود.
برکت آفتاب یا برچسب امداد؟
پویش «برکت آفتاب» بهعنوان یکی از طرحهای نوین کمیته امداد در مسیر توانمندسازی مددجویان، واجد نکات مثبت و قابل دفاعی است. با این حال، شیوه بازتاب رسانهای این طرح، ضرورت بازاندیشی در نحوه معرفی اقدامات امدادی با هدف حفظ کرامت انسانی خانوادههای تحت پوشش را یادآور میشود.
گویی آنان رنج مردم را نمیبینند
بلافاصله پس از پایان جنگ هشتساله، بنابر مطالبهی عمومی، توسعهی اقتصادی و بهبود معیشت مردم بهعنوان هدف دولتهایی که روی کار آمدند، قرار گرفت.
نابرابری در دسترسی رسانهها در روزهای قطعی اینترنت؛ پرسشی که بیپاسخ مانده است
هرچه از روزهای ملتهب دیماه فاصله میگیریم، با مرور وقایع تلخی که به جانباختن شماری از هموطنان—اعم از شهروندان عادی و نیروهای انتظامی و امنیتی—و نیز تخریب اماکن عمومی و خصوصی انجامید،
کانون وکلا؛ از مسئولیت اجتماعی تا خطر انفعال
کانون وکلای دادگستری نهادی حرفهای، صنفی و مستقل است که وظیفه ساماندهی، نظارت و حمایت از حرفه وکالت را بر عهده دارد. اما این نهاد عمومی، صرفاً برای تأمین منافع اقتصادی اعضای خود ایجاد نشده و در چارچوب مسئولیت اجتماعی، وظایف مهمتری نیز بر دوش دارد.









