برای شهروندان کرمانشاهی که سال‌هاست با معضل پسماند شهری و مشکلات ناشی از جمع‌آوری و انباشت زباله مواجه‌اند، خبر اضافه شدن یازده دستگاه کامیون حمل زباله به ناوگان شهرداری، فی‌نفسه می‌تواند خبری خوب و امیدوارکننده تلقی شود. اما برای تحلیلگران مسائل شهری، پرسش مهم‌تری مطرح است: آیا خرید این یازده دستگاه کامیون می‌تواند بخشی از راه‌حل معضل پسماند کرمانشاه باشد؟

برای شهروندان کرمانشاهی که سال‌هاست با معضل پسماند شهری و مشکلات ناشی از جمع‌آوری و انباشت زباله مواجه‌اند، خبر اضافه شدن یازده دستگاه کامیون حمل زباله به ناوگان شهرداری، فی‌نفسه می‌تواند خبری خوب و امیدوارکننده تلقی شود.
اما برای تحلیلگران مسائل شهری، پرسش مهم‌تری مطرح است: آیا خرید این یازده دستگاه کامیون می‌تواند بخشی از راه‌حل معضل پسماند کرمانشاه باشد؟

تردیدی نیست که خرید این تعداد کامیون و اضافه شدن آنها به ناوگان حمل پسماند می‌تواند اقدامی لازم و حتی مثبت باشد؛ اما باید میان «لازم بودن» یک اقدام و «کافی بودن» آن تفاوت قائل شد. صرف تأمین تجهیزات، به‌تنهایی به معنای حل یک مسئله پیچیده شهری نیست.

باید بپذیریم که بحران پسماند در کلانشهر کرمانشاه صرفاً یک مسئله لجستیکی نیست؛ بلکه پیش از هر چیز، مسئله‌ای در حوزه حکمرانی شهری و مدیریت یک زنجیره به‌هم‌پیوسته است.

مدیریت پسماند را می‌توان در چند حلقه مرتبط با یکدیگر بررسی کرد: تولید زباله، کاهش و تفکیک در مبدأ، جمع‌آوری و انتقال، و در نهایت پردازش و دفع اصولی. کامیون‌های حمل زباله عمدتاً در حلقه جمع‌آوری و انتقال ایفای نقش می‌کنند. بنابراین اگر حلقه‌های دیگر این زنجیره به‌درستی طراحی و اجرا نشوند، افزایش تعداد کامیون‌ها لزوماً به نتیجه مطلوب منجر نخواهد شد.

از این منظر، برای کنترل و در نهایت حل معضل پسماند شهری، وجود یک طرح عملیاتی جامع، علمی، قابل اجرا و قابل سنجش از سوی مدیریت شهری ضروری است؛ طرحی که صرفاً به تأمین تجهیزات محدود نباشد و تمام زنجیره مدیریت پسماند را پوشش دهد.

در چنین طرحی باید موضوعاتی از قبیل زمان‌بندی دقیق جمع‌آوری، جانمایی و کفایت مخازن، کاهش تولید و تفکیک زباله از مبدأ، ساماندهی پدیده زباله‌گردی، مسیرهای بهینه جمع‌آوری، وضعیت ناوگان، انتقال، پردازش و دفع نهایی به‌صورت مشخص دیده شود و برای هر یک، برنامه عملیاتی، مسئول مشخص، زمان‌بندی و شاخص ارزیابی تعریف شود.

از سوی دیگر، نقش شهروندان نیز در این میان انکارناپذیر است. کاهش تولید زباله، تفکیک از مبدأ، رعایت زمان و شیوه صحیح تحویل زباله و مشارکت در برنامه‌های مدیریت پسماند، بدون همراهی جامعه شهروندی امکان‌پذیر نیست. اما فرهنگ‌سازی نیز نباید جایگزین مسئولیت مدیریت شهری شود؛ چرا که رفتار شهروندی تا حد زیادی تحت تأثیر کیفیت خدمات و نظام مدیریت شهری شکل می‌گیرد.

بنابراین می‌توان گفت حل معضل پسماند نیازمند هم‌افزایی سه مؤلفه اساسی است: سخت‌افزار مناسب و کافی، رفتار و مشارکت شهروندی، و مهم‌تر از همه، یک سیستم مدیریتی و برنامه عملیاتی جامع. یازده دستگاه کامیون می‌توانند بخشی از این پازل باشند؛ اما نمی‌توانند به‌تنهایی نقش کل پازل را ایفا کنند.

اگر مدیریت شهری بتواند نشان دهد که این خرید بر مبنای یک مطالعه مشخص درباره میزان تولید زباله، ظرفیت مورد نیاز، وضعیت ناوگان موجود، مسیرهای جمع‌آوری، تعداد مخازن، تعداد شیفت‌ها و سایر مؤلفه‌های عملیاتی انجام شده و برای سنجش نتایج آن نیز شاخص‌های مشخصی تعریف شده است، آنگاه می‌توان این اقدام را یک گام منطقی در مسیر اصلاح نظام مدیریت پسماند دانست.

اما اگر تصور شود که با اضافه شدن چند دستگاه کامیون، مسئله‌ای که ریشه در مجموعه‌ای از عوامل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و زیرساختی دارد، برطرف خواهد شد، انتظار از این اقدام بیش از ظرفیت واقعی آن خواهد بود. در چنین شرایطی، نه‌تنها احتمال حل معضل کاهش می‌یابد، بلکه با افزایش انتظارات شهروندان، در صورت مشاهده تداوم وضعیت موجود، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به مدیریت شهری نیز می‌تواند آسیب بیشتری ببیند.

بنابراین، خبر ورود یازده کامیون جدید را می‌توان یک اقدام مثبت و ضروری دانست؛ اما تنها زمانی می‌توان آن را بخشی از «راه‌حل معضل پسماند کرمانشاه» تلقی کرد که درون یک برنامه جامع، علمی، عملیاتی و قابل سنجش قرار گرفته باشد.
مسئله امروز کرمانشاه فقط کمبود کامیون نیست؛ مسئله، نحوه مدیریت کل زنجیره پسماند است.

Loading

  • منبع خبر : چویر نیوز