اظهارات حسن رستم‌زاد، معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری کرمانشاه، درباره لزوم پرهیز از استفاده از «شاخص فلاکت» برای توصیف وضعیت اقتصادی استان، به یکی از موضوعات قابل تأمل در محافل کارشناسی و رسانه‌ای تبدیل شده است.

اظهارات حسن رستم‌زاد، معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری کرمانشاه، درباره لزوم پرهیز از استفاده از «شاخص فلاکت» برای توصیف وضعیت اقتصادی استان، به یکی از موضوعات قابل تأمل در محافل کارشناسی و رسانه‌ای تبدیل شده است.
رستم‌زاد با اشاره به محدودیت‌های شاخص فلاکت و اینکه این شاخص نمی‌تواند تمام ظرفیت‌ها و واقعیت‌های اقتصادی یک استان را نشان دهد، بر ضرورت توجه بیشتر به ظرفیت‌های تولیدی، کشاورزی، تجارت با عراق، لجستیک، صنایع پایین‌دستی و سایر مزیت‌های اقتصادی کرمانشاه تأکید کرده است.
در اصل این استدلال، تردیدی نیست که شاخص فلاکت، شاخص جامعی برای سنجش وضعیت اقتصادی یک استان نیست. این شاخص اساساً بر ترکیب دو متغیر تورم و بیکاری استوار است و نمی‌تواند به‌تنهایی ظرفیت‌های تولیدی، مزیت‌های جغرافیایی، سرمایه‌گذاری، صادرات، بهره‌وری، زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های بالقوه یک منطقه را اندازه‌گیری کند.
اما از همین‌جا یک پرسش مهم‌تر شکل می‌گیرد که اگر کرمانشاه از چنین ظرفیت‌های گسترده‌ای برخوردار است، چرا همچنان در شاخصی متشکل از تورم و بیکاری، در میان استان‌های با وضعیت نامطلوب قرار می‌گیرد؟
به نظر می‌رسد این پرسش، از خود شاخص فلاکت مهم‌تر است.
مسئله کرمانشاه، «شاخص فلاکت» نیست؛ مسئله، فاصله میان ظرفیت‌های کرمانشاه و واقعیت زندگی کرمانشاهیان است.
اگر شاخص فلاکت را از ادبیات رسمی حذف کنیم، نه تورم حذف می‌شود و نه بیکاری؛ نه قدرت خرید مردم افزایش پیدا می‌کند و نه فرصت‌های شغلی بیشتری ایجاد می‌شود. شاخص، واقعیت را ایجاد نکرده است که بتوان با حذف آن، واقعیت را از میان برد.
در عین حال، یک خطر دیگر نیز وجود دارد. اگر کرمانشاه را با عباراتی مانند «بیکاری بالا»، «فلاکت» و «عقب‌ماندگی» توصیف کنیم، این مفاهیم ممکن است به تدریج از یک وضعیت آماری به یک هویت رسانه‌ای و اجتماعی تبدیل شوند؛ هویتی که نه‌تنها بر تصویر عمومی استان اثر منفی می‌گذارد، بلکه می‌تواند بر تصمیم سرمایه‌گذاران، فعالان اقتصادی و حتی نگاه خود جامعه به آینده استان نیز اثرگذار باشد.
بنابراین مدیریت اقتصادی استان با یک دوگانه جدی مواجه است:
از یک سو، نباید اجازه داد «فلاکت» به برچسب و هویت کرمانشاه تبدیل شود؛ و از سوی دیگر، نمی‌توان با حذف یک شاخص از ادبیات رسمی، واقعیتی را که آن شاخص اندازه‌گیری می‌کند نادیده گرفت.
اما شاید راه سومی هم وجود داشته باشد که شاخص فلاکت را از «برچسب» به «مسئله» تبدیل کنیم.
در این نگاه، شاخص فلاکت نه هویت کرمانشاه است و نه علت مشکلات آن؛ بلکه یک علامت است.
همان‌گونه که تب، علت بیماری نیست اما می‌تواند نشانه‌ای از وجود یک مشکل در بدن باشد، شاخص فلاکت نیز خودِ مسئله نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از وجود مشکلات عمیق‌تر در ساختار اقتصادی باشد.
بنابراین به جای آنکه در پی آن باشیم که چگونه شاخص فلاکت را از نام کرمانشاه حذف کنیم؟ باید به دنبال پاسخ این سوال باشیم که: «چه عواملی باعث شده‌اند استانی با این میزان ظرفیت، همچنان با تورم و بیکاری بالا مواجه باشد؟»
این پرسش ما را از جنگ با «تصویر» به سمت حل «مسئله» هدایت می‌کند.
اگر ظرفیت‌های کشاورزی کرمانشاه بالاست، چرا سهم ارزش افزوده و اشتغال پایدار این بخش متناسب با ظرفیت آن نیست؟
اگر مرز و تجارت با عراق یک مزیت استراتژیک است، چرا این مزیت هنوز نتوانسته به اندازه کافی به سرمایه‌گذاری، اشتغال و رفاه عمومی تبدیل شود؟
اگر کرمانشاه از ظرفیت‌های صنعتی برخوردار است، چه موانعی مانع فعال شدن زنجیره‌های تولید و صنایع پایین‌دستی شده‌اند؟
و مهم‌تر از همه: چرا میان «آنچه کرمانشاه می‌تواند باشد» و «آنچه امروز هست» چنین فاصله‌ای وجود دارد؟
به نظر می‌رسد روایت درست از اقتصاد کرمانشاه نیز باید از همین نقطه آغاز شود.
نه روایت «کرمانشاهِ فلاکت‌زده» روایت مطلوبی است و نه روایت «کرمانشاهِ برخوردار از ظرفیت‌های بی‌نظیر» بدون پاسخ به این پرسش که چرا این ظرفیت‌ها هنوز به رفاه عمومی تبدیل نشده‌اند.
کرمانشاه بیش از آنکه به یک روایت تبلیغاتی جدید نیاز داشته باشد، به روایتی صادقانه از شکاف میان ظرفیت و عملکرد نیاز دارد.
روایتی که هم ظرفیت‌های استان را ببیند و هم واقعیت‌های اقتصادی مردم را.
در چنین روایتی، شاخص فلاکت دشمن کرمانشاه نیست؛ آینه‌ای است که بخشی از واقعیت اقتصادی آن را نشان می‌دهد.
پس شاید مسئله این نباشد که: آیا باید شاخص فلاکت کرمانشاه را حذف کرد؟
بلکه پرسش واقعی این است: آیا بهتر نیست به جای حذف شاخصی که واقعیت را نشان می‌دهد، دلایلی را حذف کنیم که کرمانشاه را به صدر آن رسانده‌اند؟
و این، دقیقاً همان نقطه‌ای است که سیاست‌گذاری اقتصادی باید از «مدیریت تصویر» عبور کند و به مدیریت واقعیت برسد.

Loading

  • منبع خبر : چویر نیوز