اگر متهم به منفی‌بافی نشویم و در عین حال نخواهیم چشم بر واقعیات موجود ببندیم، باید پذیرفت که کرمانشاه در برخی حوزه‌های مدیریت شهری، همچنان میان مؤلفه‌های یک کلانشهر و مناسبات زیستیِ یک شهر کم‌برخوردار سرگردان مانده است؛ شهری که با عنوان فریبنده «کلانشهر» شناخته می‌شود، اما بسیاری از شاخص‌های زیست شهری در آن همچنان با چالش‌های جدی مواجه است.

اگر متهم به منفی‌بافی نشویم و در عین حال نخواهیم چشم بر واقعیات موجود ببندیم، باید پذیرفت که کرمانشاه در برخی حوزه‌های مدیریت شهری، همچنان میان مؤلفه‌های یک کلانشهر و مناسبات زیستیِ یک شهر کم‌برخوردار سرگردان مانده است؛ شهری که با عنوان فریبنده «کلانشهر» شناخته می‌شود، اما بسیاری از شاخص‌های زیست شهری در آن همچنان با چالش‌های جدی مواجه است.

معضلاتی که این شهر با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند، شاید کم‌وبیش در دیگر شهرها نیز دیده شود، اما تفاوت اصلی در تداوم و مزمن شدن این مشکلات است؛ مسائلی که سال‌هاست از مدیریتی به مدیریت دیگر منتقل می‌شوند، بی‌آنکه نشانه‌ای روشن از حل ریشه‌ای آن‌ها مشاهده شود.

مسئولانی که می‌آیند و می‌روند نیز غالباً با وعده رفع مشکلات و بهبود وضعیت بر مسند مسئولیت می‌نشینند، اما آنچه بیش از خودِ مشکلات آزاردهنده به نظر می‌رسد، ناتوانی در مدیریت و حل آن‌هاست؛ تا جایی که بخشی از این ناهنجاری‌ها به جزئی از زیست روزمره مردم تبدیل شده است.

برای ساکنان کرمانشاه، زندگی در میان انبوه زباله و نخاله‌های ساختمانی، تردد خودروهای فاقد پلاک و وسایط نقلیه سنگین در سطح معابر، دیگر چندان دور از ذهن نیست. همچنین مشاهده ذبح دام در برخی معابر، رهاسازی پسماندهای ناشی از آن، چرای دام در برخی میادین و پارک‌ها، یا سد معبر ناشی از توقف دوبل خودروها، دست‌فروشان و برخی کسبه، به صحنه‌هایی تکرارشونده در زندگی شهری بدل شده است.

افزودن به فهرست این مشکلات، ساده‌ترین بخش ماجراست؛ چرا که هدف از بیان آن‌ها نه صرفاً بازگویی ناهنجاری‌ها، بلکه یادآوری سطح کیفی مدیریت کلان شهرستان و میزان موفقیت دستگاه‌های مسئول در ساماندهی امور شهر است.

در این میان، فارغ از وظایف هر دستگاه اجرایی در حوزه مسئولیت خود، پرسشی جدی و تکرارشونده در ذهن افکار عمومی شکل می‌گیرد؛ نقش و جایگاه فرماندار، به عنوان نماینده عالی دولت و هماهنگ‌کننده دستگاه‌های مختلف، در مواجهه با این وضعیت چیست؟

زمانی که منوچهر حبیبی، استاندار کرمانشاه، در چارچوب اختیارات خود محمدرضا آمویی را از سمت فرمانداری کنار گذاشت و فردی غیر بومی را برای این مسئولیت برگزید، از همان ابتدا پرسش‌هایی درباره میزان شناخت مدیریت جدید از بافت فرهنگی، اجتماعی و پیچیدگی‌های شهر کرمانشاه مطرح شد؛ موضوعی که به مرور، بخشی از امیدها نسبت به تغییر در الگوی حکمرانی محلی و بهبود وضعیت زیست شهری را با تردید مواجه کرد.

محمد مُبین، هرچند تلاش دارد در جایگاه فرماندار مدیریت امور را پیش ببرد، اما تداوم بسیاری از مشکلات پیشین و نبود نشانه‌های ملموس از تغییر، سبب شده افکار عمومی هنوز تصویر روشنی از نتایج این مدیریت در ذهن نداشته باشد.

در شهری که با انبوهی از مشکلات ریز و درشت مواجه است، هنگامی که از میان ده‌ها گزینه بومی، مدیری غیر بومی به عنوان نماینده استاندار انتخاب می‌شود، طبیعی است که سطح انتظارها نیز افزایش یابد. حداقل انتظار آن است که روند رو به رشد مشکلات متوقف شده و نشانه‌هایی از تغییر در مدیریت شهری قابل مشاهده باشد. با این حال، مشاهدات میدانی و تحلیل وضعیت موجود نشان می‌دهد که هنوز تحول محسوسی در بسیاری از حوزه‌های مورد مطالبه شهروندان رخ نداده است.

مبین باید بداند که فرصت خدمت، بسیار کوتاه‌تر از آن چیزی است که در فضای اداری تصور می‌شود. اگر قرار است مدیریت فرمانداری در مسیر بهبود وضعیت زندگی مردم و تحقق نگاه استاندار حرکت کند، این مهم صرفاً با برگزاری نشست‌ها، بازدیدها و جلسات محقق نخواهد شد؛ بلکه نیازمند تصمیم‌هایی مشخص، قابل سنجش و نتیجه‌محور است.

شاید یکی از ابتدایی‌ترین آزمون‌های مدیریتی فرماندار کرمانشاه، ساماندهی معضل رهاسازی نخاله در سطح شهر و یافتن راهکاری فوری برای مقابله با آن باشد؛ مشکلی که حل آن، می‌تواند نشانه‌ای از امکان مدیریت سایر نابسامانی‌ها نیز تلقی شود. در غیر این صورت، این نگرانی همچنان باقی خواهد ماند که کرمانشاه، مانند گذشته، با مردمان و مشکلاتش تنها گذاشته شده است.
مسلماً چنین آزمونی، تنها به موضوع جمع‌آوری نخاله‌های ساختمانی محدود نمی‌شود، بلکه سنگ محک جدیِ توان مدیریتی فرماندار و میزان قدرت او در هماهنگ‌سازی دستگاه‌های مختلف حول یک مسئله مشخص است؛ موضوعی که در نهایت، می‌تواند تصویری روشن از میزان کارآمدی بالاترین مقام اجرایی شهرستان در مدیریت بحران‌ها و ساماندهی امور شهری ارائه دهد.

Loading

  • منبع خبر : چویر نیوز