ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان‌ها به‌عنوان بازوی اجرایی سیاست‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شناخته می‌شود. این ادارات با مأموریت اصلی نظارت، برنامه‌ریزی و اجرا، ساماندهی و صدور مجوز، حمایت و هدایت فعالیت‌ها و سیاست‌گذاری‌های استانی در عرصه فرهنگ، هنر و رسانه فعالیت می‌کنند.

ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان‌ها به‌عنوان بازوی اجرایی سیاست‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شناخته می‌شود. این ادارات با مأموریت اصلی نظارت، برنامه‌ریزی و اجرا، ساماندهی و صدور مجوز، حمایت و هدایت فعالیت‌ها و سیاست‌گذاری‌های استانی در عرصه فرهنگ، هنر و رسانه فعالیت می‌کنند.

به دلیل نقش پررنگ در جهت‌دهی به جریان‌های فرهنگی و هنری و همچنین ارتباط مستقیم و گسترده با اصحاب فرهنگ، هنر، رسانه و اندیشه، ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی جایگاهی کلیدی و تأثیرگذار در تحولات فرهنگی ـ اجتماعی استان‌ها دارند. این جایگاه، آن‌ها را به یکی از مهم‌ترین نهادهای حاکمیتی در مدیریت، هدایت و حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و هنری بدل کرده است.
دامنه فعالیت این اداره، علاوه بر فضای عمومی جامعه، به مخاطبان خاص در حوزه‌های تخصصی فرهنگ، ادب و هنر نیز بسط می‌یابد. همین امر موجب می‌شود که این دستگاه، علاوه بر نقش عمومی در ارتقای سطح فرهنگی جامعه، وظیفه‌ای خطیر در هدایت و ساماندهی گروه‌های تخصصی هنری و فرهنگی بر عهده داشته باشد.

از این منظر، بار مسئولیت اداره‌کل سنگین‌تر و حساس‌تر است؛ چرا که برای حفظ فرهنگ بومی، ایجاد نشاط اجتماعی، پاسداشت هنر و حمایت از هنرمندان، نگاه‌ها متوجه این نهاد حاکمیتی است و انتظار می‌رود سیاست‌ها و برنامه‌های آن به‌گونه‌ای طراحی شود که هم پاسخگوی نیازهای عمومی و هم متناسب با انتظارات و دغدغه‌های تخصصی اصحاب فرهنگ و هنر باشد.
در میان گروه‌های تخصصی مخاطب اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، که هر یک جایگاهی مهم در جامعه دارند و باید مورد توجه ویژه متولیان امر قرار گیرند، حوزه رسانه و فعالان این عرصه به دلیل ویژگی‌هایی چند، نیازمند نگاهی ویژه‌تر است.
رسانه‌ها، افزون بر آن‌که یکی از مخاطبان تخصصی و جامعه هدف اداره‌کل به شمار می‌آیند و می‌بایست در چارچوب شرح وظایف سازمانی به امور آنان رسیدگی شود، بازویی تأثیرگذار در هدایت افکار عمومی، اقناع‌سازی و فرهنگ‌سازی محسوب می‌شوند. از این منظر، نگاه ویژه به رسانه و فعالان آن نه از جنس تبعیض، بلکه از جنس درک اهمیت نقش و رسالت این حوزه است.
نگاه ویژه به رسانه‌ها به معنای ارجح دانستن این حوزه بر سایر حوزه‌های فرهنگی و هنری یا اقدامی خارج از حدود اختیارات قانونی اداره‌کل نیست؛ بلکه مقصود، اجرای دقیق قانون و عمل به شرح وظایف سازمانی بر پایه‌ی سه اصل ساماندهی، نظارت و حمایت است.

بر این اساس، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است در چارچوب وظایف قانونی خود:

نسبت به ساماندهی رسانه‌های محلی اقدام کند،

بر فعالیت رسانه‌ها نظارت مستمر و قانونی داشته باشد،

و از رسانه‌های اثرگذار، مسئولیت‌پذیر و هم‌سو با منافع فرهنگی جامعه حمایت نماید.
در استان کرمانشاه، طی سالیان اخیر حوزه رسانه دچار نوعی سردرگمی ناشی از رهاشدگی شده است. ریشه این وضعیت را می‌توان در ناتوانی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در انجام وظایف محوله در بخش رسانه جست‌وجو کرد.

این اداره‌کل، به جای آن‌که با رویکردی کیفی به حمایت از رسانه‌های شاخص و اثرگذار بپردازد و هم‌زمان برای ارتقای سطح کیفی سایر رسانه‌ها برنامه‌ریزی کند، بیشتر به تعداد و بُعد کمی فعالان این عرصه دلخوش کرده است. نتیجه آن‌که به‌جای شکل‌گیری یک جامعه رسانه‌ای توانمند، پویا و اثرگذار، وضعیت موجود به سمت نوعی انباشت کمّی بدون پشتوانه کیفی پیش رفته و این خود موجب تضعیف جایگاه رسانه‌ها در ایفای نقش واقعی‌شان شده است.
اداره‌کل فرهنگ و ارشاد کرمانشاه، بی‌توجه به اهمیت جایگاه رسانه و بی‌اعتنا به کیفیت فعالیت‌های رسانه‌ای، سازوکارها را به‌گونه‌ای تنظیم و پیش برده است که در عمل، افرادی که تنها نامی از رسانه را یدک می‌کشند، دیده می شود؛ در حالی‌که سایر رسانه‌های واقعی و مسئولیت‌پذیر، عملاً در پای منافع این گروه قربانی می‌شوند.

این سیاست نانوشته، علاوه بر محدود نمودن و بعضاً حذف رسانه های واقعی از گردش مالی عبوری از این اداره کل(آگهی دولتی و ثبتی) که در شرایط دشوار اقتصادی کنونی همچون شریان حیاتی برای بقای آن‌هاست، دامنه اثرگذاری خود را فراتر از محدوده اداره‌کل گسترش داده و حتی به سایر دستگاه‌های دولتی نیز رسوخ و بسط یافته است. تا شاهد جولان سیاهی لشگر رسانه ای در ادارات و در نتیجه تضعیف بنیان رسانه ای سالم و مستقل در استان باشیم.

زیر سایه این سیاست‌های سیاست‌زده، هویت رسانه‌های مستقل و اثرگذار مخدوش شده و بیم آن می‌رود که جز نامی از آن‌ها باقی نماند. در مقابل، شاهد بهره‌مندی افرادی هستیم که اساساً نسبتی با کار حرفه‌ای رسانه ندارند و در پناه این سیاست های غلط به حیات خود ادامه می دهند.

این نهاد حاکمیتی، در برابر نقدهای از سر دلسوزی، خود را پشت سنگر قانون مخفی کرده و به بهانه‌ی آن‌که «قانون و حدود اختیارات دستش را بسته»، عملاً بر دستان رسانه‌های واقعی هر روز ریسمان را سفت‌تر می‌کشد. و برای توجیح عملکرد ضعیف خود، دل به انبوه سیاهی لشگر رسانه ای خوش کرده؛ غافل از آن که سیاهی لشگر هرگز سپاه محسوب نمی شود.
دستگاه متولی فرهنگ و هنر در کرمانشاه، به منظور عمل به وظایف قانونی خود در قبال جامعه ی رسانه ای استان، می بایستی با بهره‌گیری حداکثری از ظرفیت‌های قانونی موجود، دست به تحولی نو در مناسبات خود با رسانه ها بزند.

سمت‌وسوی این تحولات باید به‌گونه‌ای باشد که نقش آفرینی فعالان واقعی رسانه در معادلات رسانه ای استان پُررنگ تر شود و سیاهی لشگر رسانه ای در صورتی که به ارتقای کیفی خود نپردازد، از فضای رسانه کنار گذاشته شود.
بی‌تردید، تحقق این مهم مستلزم پذیرش ریسک مدیریتی و اتخاذ رویکردی خلاقانه از سوی مدیریت ارشد اداره‌کل است.
آیا مدیرکل فعلی، با پیشینه‌ای که از این دستگاه در ذهن‌ها نقش بسته، حاضر خواهد بود چنین ریسکی را به جان بخرد؟

Loading

  • منبع خبر : چویر نیوز