این روزها که مردم کرمانشاه، همچون مردم سایر نقاط کشور، درگیر مشکلات عدیده‌ای هستند که سرمنشأ اصلی آن‌ها را می‌توان در نحوه‌ی سیاست‌گذاری و اجرای مسئولان جست‌وجو کرد، شاهد تقدیر از مسئولان و دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی، از جمله دادگستری و استانداری، هستیم. کسب رتبه‌های برتر کشوری از سوی مدیران دولتی، در شرایط فعلی استان، نه‌تنها موجب تعجب مردم شده، بلکه نخبگان و کنش‌گران اجتماعی را نیز به واکنش واداشته است.

این روزها که مردم کرمانشاه، همچون مردم سایر نقاط کشور، درگیر مشکلات عدیده‌ای هستند که سرمنشأ اصلی آن‌ها را می‌توان در نحوه‌ی سیاست‌گذاری و اجرای مسئولان جست‌وجو کرد، شاهد تقدیر از مسئولان و دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی، از جمله دادگستری و استانداری، هستیم. کسب رتبه‌های برتر کشوری از سوی مدیران دولتی، در شرایط فعلی استان، نه‌تنها موجب تعجب مردم شده، بلکه نخبگان و کنش‌گران اجتماعی را نیز به واکنش واداشته است.

این پرسش که این رتبه‌ها بر اساس چه شاخص‌هایی اعطا شده‌اند و چرا برخلاف این تعاریف و تقدیرها، شرایط عمومی زندگی مردم رو به بهبود نیست، به علامت سؤال و تعجبی جدی در اذهان و افکار عمومی تبدیل شده و دست‌به‌دست می‌شود.

شاید در نگاهی سطحی و اولیه، بتوان این رتبه‌بندی‌ها را آمارسازی دستگاه‌های دولتی تلقی کرد؛ اما باقی ماندن در این برداشت از رفتار حاکمیت، تحلیلی سطحی و کم‌اعتبار را پیشِ روی تحلیل‌گر قرار می‌دهد. برای واکاوی دقیق چرایی این رویداد، باید عمیق‌تر به موضوع پرداخت.

واقعیت این است که استانداردهای مدنظر حاکمیت با آنچه در ذهن مردم از رفاه و پیشرفت وجود دارد، دو تصور کاملاً متفاوت و متضاد از یکدیگرند. این تفاوت نگرش و تلقی از پدیده‌ها، که در سطوح و حوزه‌های مختلف شاهد آن هستیم، برآمده از تفاوت جهان‌بینی مردم و حاکمیت است.

در واقع، در ایران مردم و مسئولان در دو دنیای کاملاً موازی حرکت می‌کنند؛ دو خط موازی که بر اساس منطق ریاضی، هیچ‌گاه به هم نخواهند رسید.

نتیجه‌ی این تفاوت دیدگاه و تضاد جهان‌بینی میان مردم و حاکمیت، اختلاف بر سر مطلوبیت وضعیت عمومی جامعه و کیفیت خدمات ارائه‌شده است. تداوم این اختلاف دیدگاه می‌تواند آینده‌ای خطرناک برای ایران رقم بزند.

وقتی حاکمیت به‌جای پاسخ‌گویی، بر مصادره‌ی موفقیت اصرار می‌ورزد، ناکارآمدیِ مزمن بر ساختار اجرایی سایه می‌اندازد. در چنین فضایی، بازخورد و نقد ـ که می‌تواند به اصلاح سیستم منجر شود ـ کنار می‌رود و جای خود را به تقدیرهای بی‌مورد و مکرر می‌دهد.

از دیگر پیامدهای حرکت در این مسیر، خروج روانی جامعه از مشارکت، بی اعتنایی مردم به اخبار رسمی و در نهایت، تقلیل سرمایه ی اجتماعی است.
از این‌رو، مهم‌تر از هر مسئله‌ی دیگری در ایران، این حرکت در دو خط موازی است که می‌بایست مورد توجه حاکمیت قرار گیرد.
حل این مسئله از سوی حاکمیت، یعنی جلب اعتماد عمومی، یعنی افزودن بر کارآمدی سیستم و در نهایت، یعنی تحقق حکمرانی مطلوب؛ امری که اگر محقق شود، شاهد ایرانی متحد، منسجم و آباد خواهیم بود و در غیر این صورت…
آیا سیاست‌گذاران مملکت به این مهم توجه خواهند کرد تا پایان باز این یادداشت به نقطه ای مطلوب ختم شود؟!

Loading

  • منبع خبر : چویر نیوز