پس از حواشی شهرداری کرمانشاه که منجر به دستگیری عده‌ای از مدیران و انحلال شورای شهر شد، با واگذاری اختیار شهرداری به استاندار و انتصاب شهردار جدید، فصلی تازه در مدیریت شهری کرمانشاه گشوده شد.

پس از حواشی شهرداری کرمانشاه که منجر به دستگیری عده‌ای از مدیران و انحلال شورای شهر شد، با واگذاری اختیار شهرداری به استاندار و انتصاب شهردار جدید، فصلی تازه در مدیریت شهری کرمانشاه گشوده شد.

پیامد مستقیم این تحولات، تغییرات گسترده و جابه‌جایی مدیران مناطق و سازمان‌های تابعه بود؛ روندی که می‌توان از آن با عنوان «سونامی تغییر مدیران در شهرداری کرمانشاه» یاد کرد. تغییراتی که در بستر اتفاقات اخیر، تا حد زیادی اجتناب‌ناپذیر، ضروری و حتی بدیهی به نظر می‌رسید.

ضروری از آن جهت که ترمیم ناکارآمدی‌های انباشته‌شده، پالایش ساختار مدیریتی و مهم‌تر از همه، بازیابی اعتماد آسیب‌دیده‌ی افکار عمومی، بدون چنین جراحی‌ای ممکن نبود.
اما این تغییرات و جابه‌جایی افراد، چنانچه با برنامه‌ای معین و با هدف حل مسائل مشخص شهری همراه نباشد، از اثرگذاری لازم برخوردار نخواهد بود و ساختار مدیریت شهری، دیر یا زود، دچار سکون و رخوت مدیریتی خواهد شد.

در ساختاری که هم‌زمان با بحران کارآمدی، بحران مشروعیت و چالش سلامت اداری مواجه است، این‌که چه کسی رفت و چه کسی آمد، چندان محلی از اعراب ندارد. در چنین وضعیتی، مدیریت شهری پیش از آن‌که نیازمند تغییر افراد باشد، محتاج تعیین دقیق مسئله‌ها است.

تصمیم‌گیران مدیریت شهری باید بتوانند پس از هر تغییر و تحول، به یک پرسش بنیادین پاسخ دهند:
این‌که اکنون دقیقاً چه مسئله‌ای را می‌خواهند حل کنند که پیش از این حل نمی‌شد؟

پرداختن به تحولات از این زاویه است که می‌تواند تغییرات مدیریتی را از یک واکنش سطحی به حوادث پیش‌آمده، به حرکتی اصلاحی، معنادار و پایدار تبدیل کند.
سازمان آرامستان‌ها یکی از بخش‌های تابعه‌ی شهرداری کرمانشاه است که در جریان تغییرات اخیر، شاهد جابه‌جایی مدیریتی بوده است.

این بخش از شهرداری، به واسطه‌ی ماهیت خاص خود، محل مراجعه‌ی ناخواسته اما حتمی همه‌ی شهروندان است؛ جایی که فارغ از آن‌که چه کسی سکان‌دار هدایت و مدیریت آن بوده یا هست، همواره با مسائل و مشکلات متعددی برای مراجعان همراه بوده است. به‌گونه‌ای که شهروندان، علاوه بر مواجهه با واقعیت تلخ مرگ، با چالش‌هایی روبه‌رو می‌شوند که گاه اندوه از دست دادن عزیزانشان را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

مسائلی همچون گرانی غیرقابل‌باور قبر، خرید و فروش محل دفن اموات، و سازوکارهای مبهم و بعضاً فرساینده‌ی حاکم بر فرایند دفن، از لحظه‌ی صدور مجوز تا به خاک‌سپاری، همگی پرسش‌ها و ابهامات جدی در ذهن افکار عمومی ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح می‌شود:
آیا هدف شهردار از تغییر مدیر سازمان آرامستان‌ها، صرفاً یک جابه‌جایی مدیریتی بوده است، یا قرار است این تغییر به حل مسئله‌ای مشخص منجر شود؟

و اگر پاسخ، حل مسئله است، باید به‌روشنی گفته شود:
مسئله‌ی مورد نظر چیست و قرار است با چه سازوکار و در چه افقی حل شود؟
این‌که در میان آمد و رفت مدیران در سازمان آرامستان‌ها، همچنان شاهد تداوم مشکلات و دغدغه‌های جدی پیشِ‌روی شهروندان باشیم و سایه‌ی نرخ‌های نجومی قبر، به‌ویژه در زمین‌های وقفی، بر سر اموات و بازماندگان آنان سنگینی کند، یک معنا بیشتر ندارد؛ این‌که مسئله‌ی اصلی برای مدیریت شهری، رفاه و آسایش شهروندان نیست.

در چنین شرایطی، آنچه در اولویت قرار می‌گیرد نه حل مسائل مزمن این حوزه، بلکه دسته‌بندی‌ها، ملاحظات و جابه‌جایی‌های درون‌سازمانی است؛ روندی که عملاً مسئله را به حاشیه می‌راند و تغییر مدیر را به هدفی در خود تبدیل می‌کند، نه ابزاری برای اصلاح.
مردم انتظار دارند، حالا که اراده‌ای جدی در مدیریت شهری برای مقابله با فساد شکل گرفته است، در پس هر تغییر مدیریتی، حل یک مسئله‌ی مشخص و اصلاحی ساختاری دنبال شود.

به‌ویژه در خصوص سازمان آرامستان‌ها، با توجه به مشکلات ملموس پیشِ‌روی شهروندان و نیز شائبه هایی درباره ی شکل گیری شبکه های غیر رسمی در خرید و فروش قبور، این انتظار وجود دارد که تغییر مدیریتی به اصلاحات ساختاری منجر شود.
در غیر این صورت، اگر قرار باشد در بر همان پاشنه بچرخد، تفاوتی نمی‌کند چه کسی آن را می‌چرخاند.

Loading

  • منبع خبر : چویر نیوز