در چنین شرایطی، هر تصمیمی از سوی عضو تیم ملی، اعم از مربی یا ورزشکار، می‌تواند بر اعتبار آن چارچوب هویتی اثر بگذارد. از همین رو، اگرچه تصمیمات فنی باید در حوزه اختیار و تشخیص مربیان باشد، اما این اختیار نمی‌تواند به معنای بی‌نیازی از توضیح و پاسخ‌گویی تلقی شود. تیم ملی به دلیل پیوندی که با هویت و احساس جمعی جامعه دارد، نمی‌تواند صرفاً عرصه اعمال سلیقه‌های فردی باشد؛ همان‌گونه که نمی‌توان انتظار داشت تصمیمات فنی نیز بر اساس خواست عمومی و نظر افکار عمومی اتخاذ شود.

ورزش قهرمانی، آنگاه که با ایستادن ورزشکار بر سکوی افتخار همراه می‌شود، می‌تواند در همان سطح یک موفقیت فردی باقی بماند یا با پیوند خوردن به هویت ملی یک ملت، به نمادی فراتر از فرد تبدیل شود. در این کارکرد، ورزش بار معنایی متفاوتی می‌یابد و «تیم ملی» به‌عنوان چارچوبی هویتی، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.

ورزشکاران و مربیان رده ملی، هنگامی که در چارچوب تیم ملی قرار می‌گیرند، همچنان هویت فردی خود را حفظ می‌کنند، اما در کنار آن، مسئولیتی جمعی نیز بر عهده می‌گیرند. آنان در این جایگاه، نماینده بخشی از یک هویت جمعی هستند و عملکرد و تصمیماتشان می‌تواند فراتر از یک موفقیت یا ناکامی شخصی، بازتابی در سطح جامعه داشته باشد.

در چنین شرایطی، هر تصمیمی از سوی عضو تیم ملی، اعم از مربی یا ورزشکار، می‌تواند بر اعتبار آن چارچوب هویتی اثر بگذارد. از همین رو، اگرچه تصمیمات فنی باید در حوزه اختیار و تشخیص مربیان باشد، اما این اختیار نمی‌تواند به معنای بی‌نیازی از توضیح و پاسخ‌گویی تلقی شود. تیم ملی به دلیل پیوندی که با هویت و احساس جمعی جامعه دارد، نمی‌تواند صرفاً عرصه اعمال سلیقه‌های فردی باشد؛ همان‌گونه که نمی‌توان انتظار داشت تصمیمات فنی نیز بر اساس خواست عمومی و نظر افکار عمومی اتخاذ شود.

تصمیمات فنی کادر تیم ملی فوتبال و در رأس آن امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی فوتبال، در انتخاب بازیکنان دعوت‌شده به اردوهای تیم ملی، همواره مورد بحث و مناقشه اهالی ورزش، به‌ویژه فوتبال، بوده است. منتقدان، برخی از این انتخاب‌ها و عدم دعوت از برخی چهره‌ها را تصمیماتی سلیقه‌ای و خارج از معیارهای مورد انتظار فنی می‌دانند. در مقابل، کادر فنی نیز حق دارد بازیکنان مورد نظر خود را بر اساس تفکرات تاکتیکی، شرایط فنی و برنامه‌های تیم انتخاب کند.

اصل مسئله نیز دقیقاً در همین نقطه قرار دارد؛ سرمربی حق تصمیم‌گیری فنی دارد، اما این حق به معنای مصونیت از پرسش و پاسخ‌گویی نیست.

انتخاب نفرات تیم ملی در تمامی ادوار محل بحث و جدل بوده و موافقان و مخالفان خود را داشته است. بنابراین، صرف اختلاف نظر با سرمربی نمی‌تواند دلیلی بر نادرستی یک تصمیم فنی باشد. اما از آنجا که ارکان تیم ملی با هویت ملی یک ملت پیوند خورده‌اند و عملکرد آن می‌تواند بر احساس جمعی و غرور ملی جامعه اثر بگذارد، پرسش از چرایی تصمیمات کادر فنی، حقی طبیعی برای افکار عمومی است.

جامعه حق دارد از سرمربی تیم ملی فوتبال بپرسد: چرا این افراد انتخاب شدند و چرا برخی نام‌های مطرح در فهرست تیم ملی قرار نگرفتند؟

پاسخ به این پرسش، به معنای دخالت جامعه در تصمیمات فنی نیست؛ بلکه به معنای احترام به جایگاهی است که تیم ملی در ذهن و احساس عمومی جامعه دارد. سرمربی می‌تواند و باید بر اساس تشخیص تخصصی خود تصمیم بگیرد، اما اگر تصمیم خود را در راستای منافع تیم ملی می‌داند، طبیعی است که بتواند منطق و دلایل فنی آن را برای جامعه توضیح دهد.

تیم ملی متعلق به یک مربی یا یک گروه خاص نیست؛ اما این نیز به آن معنا نیست که تصمیمات فنی باید با نظر افکار عمومی اتخاذ شود. آنچه ضرورت دارد، برقراری تعادل میان اختیار فنی، مسئولیت حرفه‌ای و پاسخ‌گویی عمومی است.

زیرا هنگامی که یک ورزشکار با پیراهن تیم ملی به میدان می‌رود، موفقیت او دیگر صرفاً یک موفقیت شخصی نیست. مدال، پیروزی و قهرمانی او می‌تواند به احساس افتخار و تعلق جمعی تبدیل شود. به همین نسبت، تصمیماتی که درباره تیم ملی گرفته می‌شود نیز نمی‌تواند صرفاً در محدوده یک تصمیم شخصی باقی بماند.

در نهایت، ارزش واقعی تیم ملی تنها در نتیجه مسابقات و تعداد پیروزی‌ها و مدال‌ها خلاصه نمی‌شود. تیم ملی زمانی می‌تواند نقش خود را به‌عنوان یک نماد ملی ایفا کند که میان آن، جامعه و احساس تعلق مردم، اعتماد شکل گرفته باشد. این اعتماد نیز تنها با پیروزی به دست نمی‌آید؛ شفافیت، مسئولیت‌پذیری و توضیح‌پذیری تصمیمات نیز بخشی از آن است.

از همین منظر، مسئولیت هدایت تیم ملی صرفاً مسئولیت انتخاب بازیکن و طراحی ترکیب نیست؛ مسئولیت حفظ و تقویت سرمایه‌ای است که نام تیم ملی در جامعه ایجاد کرده است؛ سرمایه‌ای که یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های آن، احساس غرور و تعلق ملی است

Loading

  • منبع خبر : چویر نیوز